یکشنیه 11 جولای آخرین بازی جام جهانی سال 2010 . فینالیست ها هلند و اسپانیا و من طرفدار اسپانیا.
اینجا تو لندن محله ای هست به نام ناتینگ هیل. این محله ناتینگ هیل یه قسمت توریستی معروف داره به اسم خیابان پورتوبلو.
قدیما این محله یه مزرعه ای بوده بعد یه آدمیرال خانی سال 1740 توی جنگی یه شهر اسپانیایی رو تصرف می کنه که از قضا اسم این شهره پورتوبلو بوده بعد وقتی با شکوه و جلال بر می گرده لندن اسم این مزرعه رو به مناسبت پیروزی این آدمیرال خان می زارن پورتوبلو. بعد کم کم مزرعه از بین می ره و به جاش یه بازار درست می شه .
این بازار یه شنبه بازاره مث جمعه بازار خودمون .انواع و اقسام وسائل عتیقه و قدیمی و جنسهای دست دوم و خلاصه از شیر مرغ تا جون آدمیزاد توش پیدا می شه. فضای این بازار با اینکه خیلی توریستی هستش اما خیلی خوب و دوست داشتنیه.
این محله یه جورایی به خاطر رستورانهای اسپانیایی که توش هست و یا به دلایل دیگری که من نمی دونم پر اسپانیایی هستش.
... خلاصه ما تصمیم می گیریم توی یه پابی تو پورتوبلو بازی رو ببینیم. جائی که ما هستیم یه پاب انگلیسیه روبروی یه رستوران اسپانیایی. رستوران اسپانیایی یه اسکرین نسبتا بزرگ بیرون مغازه تو خیابان نصب کرده و مردم ( اکثرا اسپانیای ها با پرچم های اسپانیا که دور خودشون پیچیدن ) تو خیابون ایستادن و بازی رو تماشا می کنن.
توی پابی که ما هستیم طرفدارهای دو تیم تقریبا نصف نصف هستند و این فضا رو هیجان انگیزتر می کنه.
وقتی توی یه پاب بازی رو می بینی نکته جالب اینه که از وسط های بازی بیشتر آدمها انقدر مست هستن که انگار دیگه خیلی هم براشون نتیجه بازی فرقی نمی کنه. یکیش خود من....
بازی با نتیجه 1-0 به نفع اسپانیا تموم می شه و من انگار خیلی هم خوشحال نیستم.نمی دونم از اینکه بازیها تموم شدن ناراحتم یا از اینکه برای جام جهانی بعدی چهل ساله خواهم بود و یا به خاطر سردر گمی الانم یا بخاطر اینکه دیگه حوصله آدمها رو ندارم یا شایدم فقط بخاطر اینکه الان پریودم ...
در هر صورت بازیها تموم شدن و من خوشحال نیستم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر