یکشنبه، تیر ۰۶، ۱۳۸۹

من و جام جهانی - بازیهای حذفی

از دیروز بازیها وارد مرحله حذفی شدند و هیجانشون خیلی بیشتر شده. باید بگم که این اولین جام جهانی هستش که من دارم بازیها رو دنبال می کنم و خیلی بهم مزه داده.  
دیروز دو تا بازی انجام شد که من از نتیجه هر دو خیلی راضی بودم. بازی اول اروگوئه و کره جنوبی بود. اروگوئه 2-1 بازی رو برد. خیلی بازی خوبی بود و من که به شدت از جناب کاپیتان این تیم  دیه گو آلفردو لوگانو خوشم میاد. خیلی از نتیجه بازی راضی بودم و کلا از اینکه این تیم بعد از سالها تونسته دوباره خودی نشون بده خوشم اومده.
بازی دوم غنا و امریکا بود. تو این بازی من طرفدار غنا بودم به شدت. غنا تنها تیم افریقایی هست که تا حالا مونده و خدائیش هم بازی خیلی خوبی کردن. یه جور انگار براشون قضیه مرگ و زندگی بود واقعا داشتن با تمام وجود بازی می کردن. نتیجه 1-1 به وقت اضافه کشید و در 15 دقیقه اول وقت اضافه غنا گل دوم رو زد و امریکا هم هیچ غلطی نتوانست بکند و شیطان بزرگ حذف شد و به خانه برگشت. 
مرحله بعدی غنا و اروگوئه با هم بازی می کنند. وقتی بازی شروع شد تصمیم می گیرم که طرفدار کدومشون باشم. خیلی کار سختیه.
و اما بازیهای امروز
امروز بازی اول انگلیس و آلمان هست و بازی دوم آرژانتین و مکزیک . هر دو بازی بسیار حساس و دیدنی هستند.  
انگلیس در بازی قبلی که مقابل اسلواکی بود بالاخره یه بازی خوب کرد و تونست صعود کنه. بازی خیلی هیجان انگیز بود ساعت 03:00 توی شرکت . انقدر من هیجان زده بودم که انگار ایران داره بازی می کنه. هر توپی که به سمت دروازه انگلیس شوت می شد من یه جیغ می زدم. به نظر هیجان من از بقیه خیلی بیشتر بود و کلی باعث خنده بقیه شدم. کلا این انگلیسی ها یا لااقل انگلیسی هایی که همکار من هستند خیلی بلد نیستن ابراز احساسات کنند. خلاصه که به من که بازی خیلی مزه داد.
آرژانتین هم بازی قبلیش با یونان بود و 2-0 یونان رو شکست داد و کلی مارادونا رو به وجد آورد.

قراره امروز با رضا و یه سری از بچه ها بازی انگلیس و آلمان رو توی یه پاب ببینیم :) امیدوارم انگلیس آلمان رو بزنه و آرژانتین هم مکزیک رو.

سه‌شنبه، تیر ۰۱، ۱۳۸۹

کفشهایم

گریه دارم یه عالمه، از اون گریه ها که ولش کنم دیگه بند نمیاد. دنبال چند جفت کفش رفتم یه عالمه اشک با خودم آوردم.
یعنی واقعا ارزشش و داشت؟ لابد داشت، لابد باید همه این چیزها رو هر دوتامون تجربه می کردیم.
دلم برای وقتهایی که دلم برات تنگ می شد تنگ شد. برای وقتهایی که منتظر بودم بیای و همیشه می اومدی.
بعد از مدتها دوباره رو اون صندلی لعنتی نشستم و زار زدم.

دوشنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۸۹

Whisperer

I want to be lost in your arms and never be found again!

دوشنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۸۹

من و جام جهانی 2010- روز سوم

الجزیره - اسلوانی 0-1
صربستان - غنا 0-1

باران به شدت مریضه منم که از دیشب مست، در نتیجه دو تا بازی اول رو از دست می دم. بازی سوم آلمان و استرالیاست، نیمه اول رو دارم به دوستی کمک اکسل و ورد و این حرفها می کنم. نیمه دوم رو با یه سری آدم می بینم که دو تاشون اهل نیوزیلند هستند اما طرفدار استرالیا! یک نفر پرتقالی و دو نفر ایرانی. استرالیا ده نفره بازی می کنه 4 تا گل هم می خوره. آلمان خیلی خوب بازی می کنه حرکت تیمی عالی  4 تا گل هم می زنه خوشحال و خندان. 
شاید طرفدار آلمان بشم.

من و جام جهانی 2010- روز دوم

کره - یونان 2-0 به نفع کره
نیجریه - آرژانتین

بازی دوم رو خیلی دلم می خواست ببینم به خاطر هکتار همکار نیجریه ای ، خیلی امیدواره که تیمشون به فینال برسه. بهش گفتم اگه از آرژانتین ببرید حتما بهت زنگ می زنم، اما بازی رو نمی تونم ببینم. یه دختر ترک که اسمش گمزه هست داره سعی می کنم موهای زائد بدنم رو از بین ببره. بهش می گم اهل فوتبال نیستی می گه نه اصلا. می گم الان بازی نیجریه و آرژانتینه خیلی دلم می خواد بدونم داره چه اتفاقی می افته ، یه نگاه عجیبی بهم می کنه و چیزی نمی گه. سه ساعت کارم طول می کشه آش و لاش از در کلینکه می رم بیرون به سمت سفارت. قراره دوباره جلوی کنسولگری رای بدیم. دلم برای خودمون می سوزه. نتیجه بازی 1-0 به نفع آرژانتین. دلم برای هکتار هم می سوزه.

انگلیس - امریکا
نزدیک کنسولگری یه پاب هست. با یه سایدر گلابی دیگه بازی شروع می شه. یه آقای خوش تیپ کنارما کنار بارنشسته. می گه اهل لیتوانی هستش و طرفدار برزیله. بازیهای امروز رو شرط بندی کرده. 10 پوند داده برای سه تا بازی امروز، پیش بینی هاش برای اون دو تا درست بوده اگه این بازی رو هم انگلیس ببره 60 پوند گیرش میاد. نتیجه 1-1 مساوی می شه با یه گل احمقانه که دروازه بان انگلیس توپ از دستش در می ره و می ره تو گل. طرف چیزی گیرش نمیاد و دمغ پاب رو ترک می کنه.

من و جام جهانی 2010- روز اول


بازی اول افریقای جنوبی - مکزیک

این ورد کاپ حال و هوای شهر رو به کل عوض کرده، همه جا رنگ و بوی فوتبال گرفته، پرچم انگلیس همه جا از در و یوار آویزونه، از چند وقته پیش مردم به ماشین هاشون  یه پرچم کوچولوی انگلیس وصل کردند. 
توی کنتین ما منوی غذا برای روز جمعه منوی مخصوص ورد کاپ شده، دو تا تلویزیون بزرگ هم گذاشتند توی کنتین که اگه کسی خواست بره اونجا بازی ها رو ببینه. بازار شرط بندی های جور و واجور هم داغ داغه. نفری یک پوند می دیم توی یه شرط بندی شرکت می کنیم، یه صندوق درست کردند که اسم کشورها روی کاغذهای کوچک توش ریخته شده، نفری یه کاغذ از تو ی صندوق بر می داریم. هر کی کشورش فینال رو ببره همه پولی که گذاشتیم مال اون می شه. کشوری که من می کشم ساحل عاجه! شانسم فوق العاده است!
توی آفیس ما یه تلویزیون بزرگ به دیوار هست که قراره با صدای  کم بازیها رو پخش کنه ، کلا امروز خیلی کسی کار درست و حسابی انجام نمی ده برای اینکه همه جلوی تلویزیون هستند، یه همکار دارم که مال افریقای جنوبیه، از همه هیجان زده تره از اول افتتاحیه تا آخر بازی  از جلوی تلویزیون تکون نمی خوره. نتیجه 1-1 مساوی می شه و بیچاره با قیافه ای آویزون بر می گرده سر میزش.

بازی دوم - اروگوئه - فرانسه
قراره طرفدار فرانسه باشم اما یهو نظرم عوض می شه و تصمیم می گیرم طرفدار اروگوئه بشم. بارمن اسپانیایی فکر می کنه من فرانسوی هستم. وقتی بهش می گم ایرانی ام کلی تعجب می کنه! بعدش می گه نکنه اسمت آزاده است؟ می گم معلومه که دوست ایرانی داری که اسم های ما رو بلدی. می گه آزاده نجف آبادی قنبری همکلاسی بچگی هاش بوده وقتی تو اسپانیا زندگی می کرده. یه جوری ازش حرف می زنه که معلومه دختره رو خیلی دوست داشته. بهش می گم همه ایرانیها اسمشون آزاده نیست.
تو این پاب همه دلشون می خواد اروگوئه ببره، نه به خاطر این که طرفدار اروگوئه هستند چون انگلیسی هستند و از فرانسوی ها خوششون نمیاد.
یه مستر بین مست مو طلائی هم کنار بار ایستاده از من می پرسه که درینک دیگه ای می خوام من می گم نه مرسی من خوبم. خودش به بطری سایدر من نگاه می کنه و یه سایدر گلابی هم برای من سفارش می ده. من به بار من می گم من نمی خوام من خوبم طرف می خنده می گه بگیر دیگه کی از درینک مجانی  بدش میاد؟ من می گم این یارو مسته تو داری ازش سوء استفاده می کنی. می خنده و می گه اگه این کار و نکنم اموراتم نمی گذره. 
بازی خیلی هیجان خاصی نداره. من دارم از زور جیش می میرم اما می خوام بازی تموم شه برم خونه دستشوئی. طرف به کل عقلش رو از دست داده یه سایدر دیگه برای من سفارش می ده. بار من اسپانیایی با خنده بطری رو باز می کنه ، من بطری سوم رو دست نزده می دم به بار منه می گم ببین این رو خودت بخور من رفتم بای.  نتیجه 0-0 . تا خونه می دوم و یه راست می رم تو دستشوئی و می ترکم.