یکشنبه، آذر ۰۸، ۱۳۸۸

هفته 22 - یکشنبه

پانزده دقیقه ورزش، 11 دقیقه دو ( 1.3 مایل) 5 دقیقه پیاده روی



"فقط 25 مایل دیگه مونده! "


شنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۸

کاسه توالت

دنیا شروع می کنه به چرخیدن. اول یواش یواش می چرخه و تو فکر می کنی چیزی نیست یه کم می چرخه بعد خودش آروم می شه.
اما نه انگار هر لحظه حرکتش داره تند و تندتر می شه . هر چی چشمات و باز و بسته می کنی بلکه جلوی چرخشش رو بگیری اصلا فایده نداره این کار باعث می شه تو هم وسط چرخش دنیا شروع کنی به چرخیدن اما چرخشتون با هم جور نیست تو بر عکس می چرخی و این کار و خرابتر می کنه. هی تو می چرخی هی دنیا می چرخه، هی توی می چرخی هی دنیا ..
وای که چه تلاش بیهوده ای می کنی این چرخش متوقف بشه. بالا و پائین ، پائین و بالا ، چپ و راست ...
حالاست که فکر می کنی این دیگه آخرشه ، دیگه همه چی تموم شد، خوب هر کی یه جور می میره تو هم اینجوری. اصلا مگه خودت نمی خواستی که همه چی تموم شه ؟
چرا اما اینطوری نه . اینجوری مردن رو دوست ندارم این جوری مردن خیلی الکیه خیلی چیپه. هر جایی می میرم غیر از کنار کاسه توالت. کاسه توالت؟ گفتی کاسه توالت ؟
وای چقدر کاسه توالت رو دوست دارم از هر چیز و هر کس دیگه ای بیشتر دلم می خواد بغلش کنم.
بغلش می کنم دو دستی و هر چی درونمه رو تحویلش می دم . وای که چه حس خوبیه . دیگه چرخشی در کار نیست. دنیا آروم شده و من خالی خالی.
با عشق سیفون رو می کشم و کنار کاسه توالت آروم به خواب می رم.

پنجشنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۸

هفته 22 - سه شنبه

۹ دقیقه بدون توقف .
...
خوشحالم

چهارشنبه، آذر ۰۴، ۱۳۸۸

Salsa

567. 123
567. 123
dom dom dom dom bom bom bom bom
I do really enjoy dancing salsa
After 5 session they think I am a natural dancer :)

دوشنبه، آبان ۲۵، ۱۳۸۸

وقت گذرانی در تهران

تهرانر یک پروژه‌ی گروهی‌ست برای اطلاع‌رسانی درباره‌ی اتفاق‌های فرهنگی در تهران
به بیانِ ساده‌تر اگر یک روز صبح بخواهید کار را تعطیل کنید و چرخی در شهر بزنید یا مهمانِ تازه از فرنگ برگشته‌تان را میزبانی کنید، چه گزینه هایی دارید؟
تهرانر انتخاب‌های ماست برای وقت‌گذرانی در تهران

...
به نظر کار خوبی میاد

پنجشنبه، آبان ۱۴، ۱۳۸۸

با هم

یکدیگر را می آزاریم بی آنکه بخواهیم

Happy Go Lucky

چرا همیشه به شدت اصرار داریم اوضاع رو از اون چیزی که هست برای خودمون سخت تر کنیم؟



یکشنبه، آبان ۱۰، ۱۳۸۸

زندگی

زندگی لذت بردن از فضای خانه است که پر شده از صدای احمد شاملو که می خواند، می خواند و می خواند و تو سیر نمی شوی از گرمای دلنشین کلامش.

پیش از آنکه واپسین نفس را برآرم
پیش از آنکه پرده فرو افتد
پیش از پژمردن آخرین گل
برانم که زندگی کنم
برانم که عشق بورزم
برانم که باشم
....
تا دریابم، شگفتی کنم، بازشناسم 
که ام؟ که می توانم باشم ؟ که  می خواهم باشم؟

تا روزها بی ثمر نماند
ساعتها جان یابند
لحظه ها گرانبار شوند هنگامی که می خندم، هنگامی که می گریم
هنگامی که لب فرو می بندم
...
اشعار مارگوت بیکل با ترجمه و صدای احمد شاملو و موسیقی بابک بیات