چهارشنبه، مرداد ۲۸، ۱۳۸۸

من و خواب هایم

از بچگی خواب های درهم و برهم می دیدم و همیشه فکر می کردم باید خواب هام رو یادداشت کنم . نمی دونم چرا اما همیشه این احساس ر و داشتم که باید خواب هام رو یه جا ثبت کنم.
راستش قدیمها تو خواب راه می رفتم و به زبانهای مختلف حرف می زدم اما الان خیلی وقته که دیگه راه نمی رم اما هنوز هم حرف می زنم. خلاصه که بالاخره تصمیم گرفتم این خواب های درهم و برهم رو که خیلی وقتها هم اصلا نمی تونم تعریفشون کنم رو اینجا نگهداری کنم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر